الفيض الكاشاني

338

راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )

در امور دنيا بر اين باورند كه ديگران به ديدار كردن از آنها سزاوارترند تا ديدار آنها از ديگران و انتظار دارند كه مردم حوائجشان را برآورند ، به آنها احترام كنند ، در مجالس راه برايشان باز كنند و از آنها به ديندارى و تقوا ياد كنند و در بهره‌ورى ( از نعمتها ) آنان را بر ديگران مقدّم بدارند با تمام امورى كه دربارهء علما نقل كرديم و گويى عبادت خود را منّتى بر مردم مىدانند ، اما تكبّر در امور دين اين است كه چنين عالمى مردم را اهل هلاكت و خود را اهل نجات مىداند در حالى كه اين شخص تا زمانى چنين اعتقادى داشته باشد به يقين ، خود او اهل هلاكت است . پيامبر ( ص ) فرمود : « هرگاه شنيديد كه مرد ، مىگويد مردم هلاك شدند ، خود او از همه بيشتر در هلاكت است » « 116 » و اين سخن را بدان سبب گفته است كه اين گفته دلالت مىكند بر اين كه وى خلق خدا را تحقير كرده ، و به خدا فريفته شده است و از مكر خدا در امان و از قدرت او نمىترسد ؛ و چگونه از خدا نمىترسد ، در حالى كه بدى او همين بس كه ديگران را كوچك مىشمارد . پيامبر خدا ( ص ) فرمود : « در بدى مرد همين بس كه برادر مسلمانش را كوچك شمارد » ؛ و چه بسيار فرق است ميان او و كسى كه ديگران را براى خدا دوست مىدارد و براى عبادتش تعظيم مىكند و براى ديگران اميد به چيزى دارد كه براى خودش اميد آن را ندارد . بنابراين مردم كه براى خدا نسبت به او تعظيم مىكنند نجات يافته و با نزديك شدن به او به خدا تقرّب مىجويند ولى او با دورى از مردم خدا را به خشم مىآورد و گويى بالاتر از آنهاست كه همنشين آنان شود ، پس چه سزاوارند مردمى كه هرگاه عابدى را به خاطر درست كارىاش دوست بدارند خدا آنان را در عمل به درجهء او منتقل سازد و چه سزاوار است عابد مغرورى كه هرگاه مردم را خوار شمارد و به چشم حقارت بنگرد خدا او را به درجهء اهمال‌كارى منتقل سازد ، چنان كه روايت شده مردى در بنى اسرائيل - كه به خاطر فساد بسيارش به او پليد بنى اسرائيل مىگفتند - بر مرد ديگرى گذشت كه به او عابد

--> ( 116 ) حديث را مسلم در ( صحيح ) ، ج 8 ، ص 36 ، از حديث ابو هريره روايت كرده است .